به وبسایت پرتال جامع افق خوش آمدید

تبلیغات

مطالب این تارنما با استفاده از اسکریپت هوشمند خبرخوان افق گردآوری شده است . درصورت مشاهده محتوای نامربوط لینک مطلب را گزارش دهید .

تبلیغات






شعری تقدیم به خانمهای فداکاری شوهراشون رو فرستادن اربعین کربلا!




اربعین
یک پتو، یک ملافه ، یک لیوان
یک پماد مناسب عضلات
پسته، خرما، نخودچی و کشمش
برگه ی سیب و بسته ای شکلات

کاغذ و دفتر و قلم، قرآن
یک مفاتیح کوچک جیبی
دخترم گفت کاش قدّم بود
مثل قدّ عروسک جیبی

از کمد در میاورم امشب
کوله ی راه اربعینش را
مرد من میرود پیاده سفر
من هم اینجا کنار دخترها...

من هم امشب مسافر حرمم
دل من توی کوله پشتی بود
با تمام وسایل سفرش
دستهایم چه شعرها که سرود

مرد من رفت تا بیاموزد
شیوه ی نو شدن، جدید شدن
من هم اینجا وظیفه ام این است
عاقبت،  مادر شهید شدن

#راضیه_جبه_داری



منبع این نوشته
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب

پاسخ به شیهه و شماتت شهدای اربعین


سلام بر همه ی عزیزان ! با عرض تسلیت به خانواد ه های شهدای زائر ایرانی در حله عراق ،

عده ای در فضای مجازی شبهه ای را القا کرده اند که:

باید زائران نمی رفتند همانگونه که امام علی (ع) از زیر دیوار در شرف انهدام گریختند .


پاسخ ذیل( سخنان حاج آقا رهبر ) در رفع این شبهه تقدیم می شود :

دانلود

 

 



منبع این نوشته
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب

فیش نجومی تازه‌یاب در دفتر مسجد!



دیشب به دیدن پدرم رفته بودم، موقع نماز به مسجد کوچک و نقلی نزدیک منزلشان رفتم. بین دو نماز حاج‌آقا برای چند لحظه میکروفون را گرفت و گفت: یکی از نمازگزاران متدین این مسجد در پرداخت وجه فیش گاز ناتوان است؛ عزیزان اگر امکان دارد بعد نماز به آقای فلانی در دفتر مسجد مراجعه و کمکی به این برادر آبرومندمان کنند.


 سر نماز عشا همه‌اش به این فکر می‌کردم این چه کاری است که یک نفر زیاد مصرف کند و بقیه جور او را بکشند؟ این کار اصلاً شایسته امام جماعت نیست که در مسجد طرح کند.  اتفاقاً امام جماعت باید توصیه کند مردم در مصرف گاز صرفه‌جویی کنند که حداقل کار به این چیزها نکشد.


بعد از پایان نماز، از سر کنجکاوی رفتم دفتر مسجد. پرسیدم این درخواستی که حاج آقا بین دو نماز داشتند قضیه‌اش چیه؟ گفت: همانی است که ایشون گفته. پرسیدم: مگر این آقا چقدر مصرف کرده که این قدر بدهی بالا آورده و حالا اسمش هم باید محفوظ باشه؟ با غم سنگینی در چهره گفت: نه آقا! نقل این حرف‌ها نیست. بنده خدا مصرف آنچنانی نداشته؛ اصلاً مصرفی نداشته. گفتم حالا چقدر هست قبض این آقا؟
گوشه قبض را از زیر کاغذهای روی میزش به من نشان می‌دهد.
- هوم! ۱۰۳ هزار تومن.
- نه آقا! ۱۰۳ تومن چیه؟ ده تومنه. دقت نکردید.
عینکم را جا به جا می‌کنم و با دقت نگاه می‌کنم: ده هزار و سیصد تومن. باورم نمی‌شود. خشکم می‌زند. تمام وجودم غرق عرق می‌شود.
- ده تومن؟! یعنی ایشون نداشته این ده تومن رو بده؟
نمی‌دانم چرا مسئول دفتر مسجد خجالت کشید: متأسفانه بله ...
می‌گویم: حالا کسی اومده این وجه را بپردازه؟
- هنوز که از داخل بیرون نیومده‌اند ولی اگر هم بدهند جای دوری نمی‌رود.
باز هم تعجب می‌کنم: چطور؟
- پیرمرد اجاره خانه‌اش را هم ندارد. اگر چیزی زیاد بیاید سرریز می‌کنیم برای حل اون مشکلش.
تمام صورتم گر می‌گیرد. می‌مانم. خجالت می‌کشم.

یاد وام ۳۰۰ میلیونی با کارمزد ۱ درصد آن مسئول دولتی می‌افتم که علاوه بر حقوق ماهی ۵۷ میلیون تومانی و امکانات سنگین دیگر از جمله حق اوقات فراغت چند میلیونی فرزندانش بود. یاد دارایی ۱۰۰۰ میلیاردی وزیر دولت، یاد ۱۶ کارخانه و شرکت بزرگ  وزیر دیگر که گفت بخشی از آنها متعلق به دخترش است، یاد کاخ‌های نیاوران و دزاشیب و ولنجک و زعفرانیه و فرشته می‌افتم؛ همان کاخ‌هایی که مولای ما فرمود بالا نرفته‌اند مگر به قیمت اینکه در کنارش یک پیرمرد مؤمن مسجدی نداشته باشد ده هزار و سیصد تومان قبض گازش را بدهد...
یاد احادیث معروفی می‌افتم که ظهر دیروز، روحانی محل کارم درباره پیامبر ما که امروز روز وفاتش است می‌گفت: پیامبر، مانند بندگان روی زمین می‌نشست و مانند بندگان غذا می‌خورد. ساده لباس می‌پوشيد و ساده حركت می‌كرد. زيراندازش غالباً حصير بود. بر روی زمين می‌نشست. با دست خود از بز شير می‌دوشيد و بر مركب بی‌زين و پالان سوار می‌شد. قوت غالبش نان جوين و خرما بود. كفش و جامه‌اش را با دست خويش وصله می‌كرد.
یاد اطاق #خمینی می‌افتم که نه تنها برای ادوارد شوارد نادزه و شخصیت‌های مهم غربی که برای ما فرزندان کوچکش هم سادگی آن باورکردنی نبوده و نیست.
و یاد #خامنه‌ای که آن مسئول دولتی در دهه شصت به منزلش رفته بود و دیده بود لباس‌های زیادی پوشیده و خانه‌اش سرد است و کاشف به عمل آمده بود آقای رئیس‌جمهورِ آن‌موقع،سهمیه نفتشان تمام شده و تا اعلام شماره بعدی کوپن نفت، چراغ علاء‌الدین منزلش روی روشنی نمی‌تواند دید.
به خانه پدر رسیده‌ام. ماجرا را تعریف می‌کنم و غم تمام خانه را فرا می‌گیرد. اخبار شروع می‌شود. رهبر برای چندمین بار ماجرای فیش‌های نجومی را پیگیری و مطالبه می‌کند. فیش‌های همان کسانی که معاون رئیس‌جمهور فعلی، بعد از افشا شدن حرام‌خواری‌هایشان فرمود: اینها ذخیره‌های نظامند!
و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون...



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
اشتراک گذاری مطلب

دانلود آهنگ شمارش معکوس/ حامد زمانی / اربعین

آهنگ جدید حامد زمانی به نام  شمارش معکوس
برای پیاده روی اربعین

دانلود

 شارش معکوس

 


بخشی از شعر :
من از مشهد
من از تبریز
من از شیراز و کرمانم
من از ری اصفهان از رشت از اهواز و تهرانم
نمیدانم کجایی هستم اما خوب میدانم هوایی هستم و آوراه ای در مرز مهرانم
اگر آوره ام قلبم در ایوان تو جامانده
دلم با هر قدم با هر نفس اسم تو را خوانده
غم عشقت بیابان پرورم کرده و میان راه
یکی  پرسید تا کربلا چند تا ستون مانده
چند تا ستون مانده...



منبع این نوشته
برچسب ها : حامد زمانی ,
اشتراک گذاری مطلب
اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : خودش , حضرت , بخشی , ,
اشتراک گذاری مطلب
اشتراک گذاری مطلب

سخنرانی استاد پناهیان - اربعین 95

 سخنرانی روز اربعین  استاد پناهیان در محضر رهبر انقلاب است و در جمع دانشجویان هیاتی کشور.

 

دانلود

نکاتی مهمی در این سخنرانی بیان میشود
از جمله اینکه:
چرا در کشور ما مشکلات زیادی وجود دارد؟
حلقه مفقوده فعالیتهای ما چیست؟
پیاده روی ازبعین چه ارمغانی باید برای ما بیاورد و ...
سخنرانی جذاب و مهمی است.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

برای داعشی های وطنی!

 

برای داعشی های وطنی که زوار کربلا را شماتت می کنند...
.
می گویند به کربلا نروید چون خطر دارد؛ این حرف شبیه این است که به کسی که دارد به جبهه می رود بگویید جبهه خطر دارد!
زیارت اربعین بخشی از جنگ با داعش و آمریکا در منطقه است. نه حتی یک مانور یا رزمایش؛ دقیقا عملیاتی از همان جنگ بزرگ.
عملیات اربعین عقبه ی فتح موصل و حلب است. اگر بنا باشد شیعه به خاطر عافیت طلبی زیارت اربعین را رها کند، رزمندگان صف اول با چه آرمانی باید بجنگند؟
.
شیعه با عملیات اربعین به دنبال زمینه سازی برای ظهور منجی آحرالزمان عج است. شلوغی و ازدحام بخشی از همین ماجراست. *داعشی های وطنی از مدتها پیش از انفجار حله مطالب خود را برای چنین روزی آماده انتشار کرده بودند. آنها ترور می کنند و اینها تهدید و ارعاب و شماتت.*
.


منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

حامل سلام خوبان



تصور کنید شب جمعه،بین الحرمین، یه نفر نشسته جایی که هر دو گنبد رو میبینه
بعد همش داره سرش رو بالا و پایین میکنه و اشک میریزه و نجوا میکنه.
به جای اینکه مفاتیح دستش باشه گوشی دستشه
داره تلگرام نگاه میکنه
یک لحظه نگاه میکنه به پیام تلگرام و بعد سرش رو بلند میکنه به گنبد نگاه میکنه و چیزی میگه و بعد هم چیزهایی زیر لب زمزمه میکنه...

بعضی ها با تعجب نگاهم میکردن
شاید با خودشون فکر میکردن چی از تلگرام میخونه که اشکش دراومده
و چرا اینهمه وقت داره این کار رو تکرار میکنه



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
اشتراک گذاری مطلب

تو نیستی چه می‌گذرد در ولیِّ عصر

#تهران...هوای سُربی آذر... ولیِّ عصر
دور از نشاط صبح و کبوتر... ولیِّ عصر

سرسام بنزها و صدای نوارها
شب‌های بی‌چراغ و مکدّر ولیِّ عصر

خاموش در بنفش مِه و آسمان‌خراش
در برزخی سیاهْ شناور، #ولیِّ_عصر

پنهان در ازدحام کلاغان بی‌اثر
زیر چنارهای تناور، ولیِّ عصر

خالی از اتفاقِ رسیدن، تمام روز
تاریک و #سرد و دلهره‌آور، ولیِّ عصر

با لنزهای آینه ای پرسه می‌زنند
#ارواح نیمه‌جان زنان در ولیِّ عصر

مانند یک جذامی از خود بریده است
در های و هوی آهن و مرمر، ولیِّ عصر

یک روز جمعه سر زده، #آقا، بیا ببین
تو نیستی چه می‌گذرد در ولیِّ عصر؟

#مریم_سقلاطونی



منبع این نوشته
برچسب ها : ولیِّ ,
اشتراک گذاری مطلب

خاطره/ تفاوت اخلاق اسلامی و اخلاق سکولار



تقریبا سه سال پیش، ترم اول تحصیلم متوجه شدم که زندگی در آمریکا بدون ماشین بسیار سخته، چون برای خرید و ... نمی‌توان پیاده رفت و فاصله فروشگاه‌ها تا منزل بنده هم زیاد بود. از طرفی، در شهر ما حمل و نقل عمومی خوب نیست و مثل تهران نیست که با مترو بتوان خرید رفت و ...
 
 لذا از همان ترم اول، تصمیم گرفتم وسیله نقلیه‌ای برای خودم بخرم. کار سختی بود چون تو در کوچیک ما ماشین دست دوم خوب، کم پیدا می‌شد و بایستی تا نزدیکی‌های آخر ترم صبر می‌کردم. لذا پس از چند ماه پیگیری، آخر ترم، یک ماشین خوب که با بودجه‌ی بنده هم سازگار بود پیدا کردم. با فروشنده که یک دانشجوی دختر از کره جنوبی بود قرار گذاشتیم که ماشینش را ببینیم و یه تست رانندگی انجام بدیم.

روز موعود فرا رسید و با دو تا از دوستان، آخر هفته رفتیم برای دیدن ماشینش. سوار ماشین شدیم و بعد از تست، همه‌ی ما متفق القول گفتیم ماشین خوبی است. از دختر خانم کره جنوبی قیمت را پرسیدیم. قیمت را تقریباً منصفانه می گفت چون در وبسایت KBB.com تخمینی از قیمت را چک کرده بودیم (این وب‌سایت برای تخمین قیمت ماشین در آمریکا، بویژه ماشین دست دوم استفاده می‌شود).
 
منتهی برای ما زشت بود که معامله‌ی بدون چونه انجام بدیم! لذا شروع کردیم به چونه زدن و ایراد گرفتن از ماشینش. آخه اینجا هزینه تعمیر ماشین خیلی بالاست. مثلاً اگر بخواهیم تسمه تایم ماشین (تسمه‌ای که داخل موتور هست) را عوض کنیم، تقریبا حدود 1000 دلاری باید پیاده بشیم.  این در حالی است که خود ماشین شاید کلاً 4000 هزار دلار ارزش داشته باشه! عموما بعد از 70 هزار مایل بایستی تسمه تایم ماشین را عوض کنیم.

لذا به فروشنده گفتیم: شما ماشینت حدود 60 هزار مایل رفته و ما باید تسمه تایم ماشینت را به زودی عوض کنیم و این خودش یه هزار دلاری خرج می‌بره! اون هم که دید حرف‌های ما منطقی است سریع کوتاه اومد و ... خلاصه، حدود 1500 دلاری تخفیف داد، قرارداد رو بستیم و یک روز شنبه قرار گذاشتیم که بریم DMV، جایی که جایی برای اخذ گواهینامه، پلاک کردن ماشین و خرید و فروش ماشین و ... هست. یه جورایی مثل اداره راهنمایی و رانندگی خودمون.

بعد از معامله، بنده در اینترنت یک سرچی کردم و دیدم که برای این ماشین تسمه تایم، به جای تسمه‌ی لاستیکی (time belt)، زنجیر است (time chain) و حداقل تا 120 هزار مایل نیاز نیست عوض شود. لذا به ذهنم رسید که به اون دختر اهل کره جنوبی اشتباه گفتم. روزی که می‌خواستیم بریم برای سند زدن ماشین، تو راه بهش گفتم: ببین من اشتباه کردم و نیاز نیست که عوض بشه و اون تخفیفی که دادی زیاد بود.

دختر فروشنده، با حالت تعجب و حیرت گفت: یعنی تو می‌خواهی بیشتر پول بدی؟! حکماً با خودش فکر کرده بود که من عجب ابلهی هستم. چون در فرهنگ اون‌ها اگر موفق شدی معامله را انجام دهی دیگر کار تمام هست حتی اگر سر طرفت را کلاه گذاشتی! چون هر کس به منفعت خودش فکر می‌کنه!
 
بنده بهش گفتم: نه من قصد ندارم بیشتر پول بدم، اما فقط می خواستم بهت بگم که اون حرفم درست نبوده. یه جورایی می خواستم بهش بگم اگر می‌خواهی می‌تونی معامله را کنسل کنی!
در جوابم با خنده گفت: مشکلی نیست. من رفته بودم ماشینم را به یک دیلر ماشین (صاحب نمایشگاه ماشین) بفروشم، قیمتی که بهم گفته بود 1500 دلار کمتر از قیمت پیشنهادی شما بود!

بگذریم، با هم رفتیم ماشین را به نام بنده زد و من سند جدید را دریافت کردم و برگشتم خونه. دو روز بعد یک نامه اومد در خونه که یک سند دیگر هم در آن بود. در نامه نوشته شده بود که سند شما اشتباه شده و سند جدید را برای شما ارسال کردیم! بنده دقت کردم دیدم یک تفاوت فقط داره و اون اینه که جلوی مسافت طی شده ماشین زده غیر واقعی! به این معنا بود که معلوم نیست این ماشین چه مسافتی را رفته! این یعنی اینکه، ماشین تقریبا ارزش بسیار اندکی داره!

بنده که کلی شاکی شده بودم، سریع با دوستم رفتیم اداره راهنمایی و رانندگی. به کارمند مربوطه قضیه را توضیح دادیم و اثبات کردیم که اشتباه آنها بوده! از ما اصرار و از اون انکار! نهایتاً گفتم ما می‌خواهیم رئیست را ببینیم. یک مساله‌ای که تو فرهنگ اداری آمریکا هست، اگر گفتی با مافوقت میخواهم صحبت کنم، کارمنده خیلی می‌ترسه! خلاصه، رفتیم پیش رئیس که خانمی مسن بود. قضیه را توضیح دادم و گفتم اشتباه کارمند شما بوده!

اما طفره رفت و گفت: اون کارمنده اشتباه بزرگی مرتکب شده و اگر همون روزی که سند زده بودیم آمده بودی، واست درست می کردیم! گفتم: آخه شما دو روز بعد به من نامه زدید، من از کجا باید می‌دونستم و هر دو سند را بهش نشان دادم.

در عین ناباوری، رئیس اداره راهنمایی رانندگی، سند اول را گرفت و جلوی چشمم پاره کرد! من و دوستم از تعجب داشتیم شاخ در می‌آوردیم و دوستم با عصبانیت گفت میرم مرکز ایالت ازتون شکایت می‌کنم! اون هم خیلی راحت گفت: بروید ه[Forwarded from Shia]
ر کاری دلتون می‌خواد انجام بدید!!

در حقیقت این قضیه یک مشت از خروار بود! یک تفاوت فاحش که در عرض این چند سال دیدم این بوده که وقتی پای منافع شخصی افراد در میان است، معادلات بعضاً بالکل تغییر می‌کند. آن فرد مهربان، صادق و درستکار تبدیل به انسان دیگری می‌شود. حقیقتاً درک این قضیه برای بنده بسیار سخت بود. دلیلش هم این بود که طبق فرهنگ و تفکرات ذهنی خودم، اگر فردی را درستکار می‌پنداشتم به هیچ عنوان تصور نمی‌کردم که یک مرتبه ۱۸۰ درجه تغییر رفتار دهد. چون صبر و ایثار را هم به عنوان گزاره‌های اخلاقی در نظر داشتم. اما این موارد در فرهنگ آن‌ها جایی نداشت. همین یک جرقه در ذهنم شد.

در پشت چهره همیشه خوشرو و خندان، چهره‌ای دیگر نهفته است! تازه اون موقع فهمیدم در فرهنگ اخلاقی این‌ها، تا موقعی که منافعت تامین شود و یا حداقل در خطر نیافتد، می تونی اخلاق مدار باشی. مثلاً بازی برد-برد داشته باشی و به عهد خود پایبند باشی. اما اگر در هر زمانی احساس کنی منافعت تامین نشد و یا حتی با عهد شکنی منافع بیشتری می‌توانی بدست آوری، کاملاً منطقی است که همه چیز را نادیده بگیری و عهدنامه ات را پاره کنی!

در مقابل، مولای متقیان در این زمینه، اخلاق اسلامی را به گونه‌ای دیگر بیان می‌کنند:
"هرگز پیشنهاد صلح از طرف دشمن را که خشنودی خدا در آن است رد مکن، که آسایش رزمندگان، و آرامش فکری تو، و امنیت کشور در صلح تامین می‌گردد. لکن زنهار! زنهار! از دشمن خود پس از آشتی کردن، زیرا گاهی دشمن نزدیک می‌شود تا غافلگیر کند، پس دوراندیش باش، و خوشبینی خود را متهم کن (به دشمن سوء ظن داشته باش). حال اگر پیمانی بین تو و دشمن منعقد گردید، یا در پناه خود او را امان دادی، به عهد خویش وفادار باش، و آنچه برعهده گرفتی امانت دار باش و جان خود را سپر پیمان خود گردان، زیرا هیچ یک از واجبات الهی همانند وفای به عهد نیست ..."
(نامه 53 نهج البلاغه، به مالک اشتر، ترجمه: مرحوم دشتی)

منبع:
مشاهدات چند دانشجوی ایرانی

منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

ابليس و فرعون



فرعون خوشه ای انگور در دست داشت و تناول می کرد. ابلیس نزدیک او آمد و گفت هیچ کس تواند این خوشه انگور تازه را مروارید سازد؟
فرعون گفت: نه.
ابلیس به لطایف سِحر آن خوشه انگور را خوشه مروارید ساخت. فرعون تعجب کرد و گفت: عجب استاد مردی هستی! ابلیس سیلی بر گردن او زد و گفت:
" مرا با این استادی به بندگی قبول نکردند، تو با این حماقت دعوی خدایی چگونه می کنی؟"

#جوامع_الحکایات_محمدعوفی



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

پاسخ به شبهات دینداری . استاد میرباقری

با سلام خدمت همه دوستان گرامی
فایل صوتی زیر فایل ویژه ای است که سوالات مهمی را جواب میده؛
دینداری یعنی چه؟
مراتب دینداری چیست؟
آیا دینداری مردم در جمهوری اسلامی ضعیف شده؟
ملاکها چه چیزهایی هستند؟


پاسخ رو از آیت الله میرباقری در فایل زیر بشنوید و انتشار دهید

منبع این نوشته
برچسب ها : دینداری , فایل ,
اشتراک گذاری مطلب

چگونه علممان را تبدیل به عمل کنیم؟



بسم الله الرحمن الرحیم
برای انجام عمل خوب دو چیز لازم است یکی علم به خوبی و دیگری گرایش و محبت به آن.
مثلا هر چند من بدانم نماز شب خوب است ولی تا زمانی که گرایش و محبت به نماز شب در من ایجاد نشود نماز شب نخواهم خواند.


راههای ایجاد گرایش و محبت

۱. تلقین
یعنی بعد از فهمین یک خوبی به خود تلقین کنیم که به آن میل و گرایش داریم.
ذکر گفتن نوعی تلقین است‌ در نماز و سایر عبادت هر روز ما موضوعات خاصی را به خود تلقین میکنیم مثل توحید و نبوت و ...

۲. گسترش معلومات
برخی معلومات عقل را قانع میکند و برخی معلومات دل را حیران میکند و ایجاد گرایش میکند.
اگر کسی بعد از درک خوب بودن نماز شب آثار نماز شب برای عارفان و شرح لذتهای آنها از نماز شب را بخواند در او محبت و گرایش به نماز شب ایجاد میشود

۳.عمل و عکس العمل
گاهی برای ایجاد گرایش به چیزی باید به آن ویا به مقدمات آن عمل کرد و لذتش را چشید.
مثلا اگر به کسی بگویید دوستت دارم ،محبت شما به او افزایش میابد . اگر به درستی و به تدریج عمل به نماز شب شود به آرامی میل و گرایش به آن جدی تر میشود.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

ناگفته های عجیب از دانشمند هسته ای ایران که توسط اسرائیل ترور شد



شش سال از ترور دکتر مجید شهریاری سپری می‌شود. او 44 سال داشت و متولد زنجان بود.

آنچه در ادامه می‌خوانید بخشی از متن مصاحبه دکتر  علی‌اکبر صالحی است که اینک رییس سازمان انرژی اتمی است. او وقتی که شهریاری ترور شد نیز همین سمت را داشت.

به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید



منبع این نوشته
برچسب ها : ترور ,
اشتراک گذاری مطلب

هفته وحدت مبارك


امام جعفر صادق -عليه السلام- خطاب به زید بن الشحام ميفرمايند :
.
ای زید! با آنان (اهل سنت)
1️⃣ با اخلاقِ خودشان معاشرت کنید،
2️⃣ در مساجدشان نماز بگزارید
3️⃣ و مریضانشان را عیادت کنید
4️⃣ و در تشیع جنازه هایشان حاضر شوید
5️⃣ و اگر توانستید امام جماعت یا مؤذن آنها شوید
✅ این کار را بکنید ، که اگر شما چنین عمل کردید خواهند گفت : اینان جعفریان اند، خدا او را رحمت کند چه اصحابش را خوب تربیت کرده است
❎ و اگر این امور را ترک نمودید خواهند گفت: اینان جعفریان اند، خداوند جزایش را بدهد چه اصحابش را بد تربیت کرده است.
.
• شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج1، ص383 •
• شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج8، ص430 •
.

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

داستانک / حمله خوکها/ سید مهدی شجاعی

 

 

ما نگران فرزندانمان بودیم، از ابتلایشان به بیماری وحشت داشتیم، از حال و روز وخیمشان غصه می‌خوردیم ولی هرگز قصد کشتنشان را نداشتیم. چه کسی می‌تواند به سوی فرزند خود شلیک کند؟!
از همان ابتدا هیچ‌کس حضور خوکها را در شهر جدی نگرفت. ولی ما اعلام خطر کردیم.
وقتی سر و کله اولین خوک در شهر پیدا شد، عده‌ای هورا کشیدند، عده‌ای فقط تعجب کردند و عده‌ای هم از سر تأسف، سر تکان دادند. اولین خوک ابتدا با ترس و لرز، از میان خیابانها و کوچه‌ها گذشت. به بعضی از خانه‌ها سرک کشید و عده‌ای از بچه‌ها را دور خود جمع کرد. آنها از اینکه حیوانی را این‌قدر در دسترس می‌دیدند، خوشحال بودند. عده‌ای از بچه‌ها به خانه‌هایشان گریختند و عده‌ای دیگر از دور به تماشا ایستادند.من و تنی چند از دوستانم به اتهام شلیک به سوی فرزندانمان دستگیر شده‌ایم. این واقعیت است ولی همه واقعیت این نیست.



منبع این نوشته
برچسب ها : عده‌ای ,
اشتراک گذاری مطلب

رهبری/ کار در قالب جبهه مردی


رهبر معظم انقلاب: کار باید بصورت قرارگاهی و در قالب جبهه مردمی باشد.
باید کار، قرارگاهی باشد. قرارگاه اصطلاح خوبی است.  در زمان جنگ، مثلا قرار گاه کربلا وجود داشت. در این قرارگاه از هر لشگر و تیپ،  چند واحد نیرو می گرفتند، و آن نیروها، تحت فرماندهی قرار گاه بودند. هر چند که از حیث پشتیبانی، زیر نظر لشگر و تیپ خودشان بودند. هماهنگی واحد ها زیر نظر قرار گاه است ... هماهنگی وجود داشته باشد.  راهش چیست؟  به عهده شماست! ... یک نکته اساسی دارم و نسبت به آن دغدغه دارم؛ قرار ما از اول این بود که یک جبهه مردمی تشکیل بدهیم.  این نباید فراموش شود! این برای من خیلی دغدغه است، و از اول، این را با هم عهد کردیم!  قرار ما بر این نبود که چند سازمان در بین سازمان های موجود، تاسیس کنیم.  این سازمان ها باید "ستادی" بشوند، تا اراده و توان مردم را برای دفاع از انقلاب به میدان بیاورند.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

کجای دینداری من اشکال دارد؟/استاد طاهرزاده



❓اول بايد روشن شود اين مشكل چيست كه من نمی ‌توانم بعد از بيست‌سال عبادت، در وجود خودم يك حسّ روحانيِ قابل قبول داشته باشم و با قلب خود با حقايق مرتبط گردم؟ اگر من بيست‌سال عبادت كردم و حبّ دنيا و حبّ شهوت و خودخواهي در وجودم كم نشد و از طرف ديگر شاهد اسماء و صفات الهي نشدم، معلوم است آن‌طور كه بايد و شايد دينداري نكرده‌ام، آري؛ ممكن است «دين‌داني» كرده باشم ولی «دين‌داری» نه. دين‌داری يعني خدا مال من باشد و در قلب خود نور حضرت ربّ‌العالمين را احساس ‌كنم. «دين‌دانی» يعني من از وجود خدا مطّلع باشم.




منبع این نوشته
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب

حدیثی از امام رضا (ع) :


اگر هفت چیز با هفت چیز همراه نشود انسان خود را #مسخره کرده است:

1. کسی که #استغفار زبانی کند ولی پشیمان نباشد خودش را مسخره کرده است - چون حالت سرور به گناه دارد و این ذکر زبانی فقط در حیطه زبان تاثیر دارد و فایده اش فقط عدم صدور گناه در زمان ذکر است.

2. کسی که از خدا توفیق بخواهد ولی تلاش نکند خودش را مسخره کرده است.  در زمینه های توفیق نباید تنبلی کرد چون تنبه های خدا همیشگی نیست اگر گوش ندهد گوش سنگین می شود و خودش هم سنگین می شود و برای همین است که #علی (ع) فرمود :شما بینا شده اید اگر بینا شوید.

3.کسی که دوراندیشی داشته باشد ولی از موانع دور نشود خودش را مسخره کرده است - کسی که در مقام عمل بی پروا باشد.

4. کسی که از خدا بهشت بخواهد ولی بر سختی هایش صبر نکند خودش را مسخره کرده است - باید جلوی طغیان های نفس را گرفت.

5. کسی که بخدا از آتش جهنم پناه ببرد ولی شهوات دنیا را ترک نکند خودش را مسخره کرده است - چون واقعیت آتش همین شهوات است و هر شهوتی نمود آتشی خود را دارد.

6. کسی که یاد خدا کند ولی سبقت به لقای پروردگار نگیرد خودش را مسخره کرده است
7. کسی که اصرار بر معصیت داشته باشد و از خدا طلب مغفرت دارد با اصرار، خودش را مسخره کرده است.

آیت الله تحریری
#استاد#آیت_الله#تحریری



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
تمامی حقوق این وب سایت برای گروه آواساز محفوظ است